الفيض الكاشاني
الكلمات المخزونة 49
مجموعة رسائل
حقيقت مطلقه انسانية « 1 » به اعتبار اطلاق ظاهر است وبه اعتبار تقييد « 2 » به مشخصات مظهر . وشك نيست كه آن حقيقت مطلقه عين افراد خود است كه مظاهر وىاند ، پس اينجا مظهر ، غير ظاهر نباشد وظاهر ، به ذات در مظهر ظاهر باشد ، نه به صورت وشبح . وظاهر در تعيّن وتقيّد تابع مظهر است ومظهر در تحقّق وظهور تابع ظاهر ، پس مظهر را به اعتبار تبعيّت ظاهر مر أو را مرتبهء أوليت است وبه اعتبار تبعيّت وى مر ظاهر را مرتبهء آخريّت . ومظهر من حيث هو مظهر باطن است ؛ زيرا كه وى حكم آيينه دارد ، چون آيينه از صورت پديد آيد « 3 » صورت مىنمايد نه آيينه « 4 » ، پس ظهور صفت ظاهر است نه مظهر . وباطن اين ظاهر « 5 » همان نفس ظاهر است ، امّا به اعتبار تقدّم وى بر حال ظهور وباطن باطن . آنچه بر سبيل اجمال مىدانيم از غيب هويت ذات [ است ] كه هر متعيّنى مسبوق است بلا تعيّن . هر نقش كه بر تختهء هستى پيداست * آن صورت آن كس است كين نقش آراست درياى كهن چو « 6 » بر زند موجى نو * موجش خوانند ودر حقيقت درياست « 7 » [ 13 ] كلمةفيها إشارة إلى لمّية الإيجاد وأنّه أمر اعتباري در حديث قدسي وارد است : كنت كنزاً مخفيّاً لم أعرف ، فأحببت أن أعرف ، فخلقط
--> ( 1 ) - مر : انساني . ( 2 ) - الف : تقيّد . ( 3 ) - الف : برآيد . ( 4 ) - دا : - نه آيينه . ( 5 ) - مر : مظاهر . ( 6 ) - مر : چه . ( 7 ) - رباعيّات بابا أفضل كاشاني ، ص 114 .